-
ناشادم
چهارشنبه 6 مرداد 1400 14:15
نمیدونم چرا کاملا شاد نیستم، همه چی خوبه و کم و بیش رو برنامه هست اما صد در صد احساس شادی نمیکنم، این مدت که استادم ایتالیا هست همزمان شده با تموم شدن یک فاز از ازمایشها و من هم اکثر اوقات از خونه کار کردم، ۳-۵ ساعت کار در روز و بقیه اش برنامه های دیگه، برای همین زمان بیشتری برای استراحت دارم، اما یک قسمتی از ته دلم...
-
پز علمی!
شنبه 26 تیر 1400 22:43
داستان از اونجا شروع شد که دوسال پیش که روی پوستر مشترک با fda جایزه بردم استادم هیچ عکس العملی نشون نداد، بعد که fda شنید خواست بیشتر بدونه، جایزه خیلی بزرگی نبود جز ۱۰٪ پوستر بهتر از کنفرانسی بودم که حدود دوهزار پوستر توش نمایش داده میشه، اما وقتی دایرکتور بخش مربوط fda خواست که با هم عکس بندازیم فهمیدیم این جور...
-
بی زبانی و با زبانی
شنبه 26 تیر 1400 17:14
سلام به همه دوستهای خوبم، خوبید؟ خوشید؟ دماغتون چاقه؟ خوب براتون بگم که اوضاع منم روبراهه، کارت راستین هنوز نیومده اما داریم برنامه ریزی میکنیم که اوایل اگوست بیاییم ایران، تو سپتامبر هم که من برمیگردم و ازمایشها را از سر میگیرم و یک کنفرانس اواخر سپتامبر دارم برای پرزنت پوسترها ( احتمال میدم یک جایزه هم اونجا ببرم) و...
-
چمدون
یکشنبه 20 تیر 1400 23:09
از کمپینگ، تفریح مورد علاقه امون برگشتیم، وقت خوابه و فردا هفته کاری دیگه ای درپیشه. کمپ که بودیم راستین گفت یک سایت بزرگ ( وودبری کامن ) با همه برندهای معروف نزدیکمونه میخوای یک سر بزنیم، سر زدیم و ناگهان خودمون را در حال چمدون خریدن یافتیم. ۵ سال پیش که برگشتیم امریکا چمدونمون خراب شده بود و بخاطر کمبود جا، خرید...
-
این روزها
جمعه 4 تیر 1400 21:35
سلام به همه من بازم تومتروام و فرصت کردم براتون بنویسم، شاید یکی از دلایلی که کمتر فرصت میکنم بنویسم این باشه که با دوچرخه طی طریق میکنم و باید عادت مترو نویسی ام را با یک عادت دیگه جایگزین کنم. جونم براتون بگه که زندگی مثل همیشه هست اما بعد از دفاع سعی کردم تعادل بیشتری به زندگیم بدم. بیشتر اوقات اخر هفته ها و اخر...
-
ببر
چهارشنبه 26 خرداد 1400 10:27
سلام، امروز قراره نمایشگاهی بریم که مدتها بود منتظرش بودم اما با برخورد زشت دیروز استادم نه تنها ذوقی نمونده بلکه فکرم مثل بک صخره سنگین شده که توانایی انجام کاری را ندارم. موضوع برای من برخورد زشت استادم نیست، بلکه این سوال برام پیش اومده چطور رفتار کنم که یک فرد بخودش اجازه چنین برخوردی را نده. جواب این سوال را...
-
ثبات و تغییر
شنبه 8 خرداد 1400 21:56
سلام به همه دوستان، مدتی هست ننوشتم اما فکر کنم دیگه دستتون اومده باشه که وقتی نمینویسم یعنی همه چیز طبق روال سابق هست و تغییراتی تو زندگیمون نبوده. این به این معنی هست که هنوز منتظر رسیدن کمبو کارتیم و فعلا نه من تونستم رسما قرارداد پست داک را بنویسم و نه راستین تونسته بره ایران. بچه دار هم نشدیم هرچند کاملا سالمیم....
-
زمان بندی قدم بعدی
جمعه 17 اردیبهشت 1400 13:16
دیروز ازمایش پری کلینیکال داشتم، ساعات طولانی ازمایش بکنار، استرس ذاتی این نوع ازمایش هم یکطرف. عملا روز بعد ازمایش، احساس ادمی را دارم که از یک مریضی بیرون اومده باشه و با همین حال باید برم سونوگرافی خرگوش خانم ( بعله منم یاد اون انیمیشن ترند می افتم اما تو اینستا توضیح دادم از نیاز فعلی بشر به ازمایش روی حیوان و...
-
اردیبهشت، هفت سال بعد
جمعه 3 اردیبهشت 1400 20:57
یکی دوبار براتون نوشتم اما انقدر پر از غر بود که پست نکردم، گذاشتم که خاطره چندتا اتفاق نرمال بد کمرنگ بشه وبیام، چرا میگم نرمال، چون نمیشه که همیشه کار و زندگی ادم کاملا گل و بلبل باشه و فراز و نشیب بخشی از حقیقت کار و زندگی هست. من هم یک مدتی از دست سوپروایزرم خیلی حرص خوردم، دوهفته ای گذشت که به یاد بیارم، برای...
-
سن و سال
سهشنبه 17 فروردین 1400 18:29
من یکی از کسانی هستم که بشدت مخالف بهونه سازی بخاطر سن و سالم، تو خیلی چیزها فکر میکنم سن و سال فقط یک عدد هست و ادمیزاد اگه بخواد میتونه. تو مورد بچه اوری، سن ممکنه یکم چالش بشه اما من اونرا هم بعنوان چالشهای زندگی قبول کردم، بنظرم اگه نشد راههای درمانی، اگه بازم نشد به سرپرستی گرفتن بچه. اما موردی هست که همیشه...
-
نیمچه پست
شنبه 14 فروردین 1400 16:42
سلام به همراهان و دوستهای خوبم، خوب تو پست پیش کمی با مشکلات و دغدغه های ریسرچ و تحقیق من اشنا شدید،خوب از اونروز داده های بیشتری انالیز کردم و مشخص شد، بعله تو فرمولاسیونی که من کار میکردم مقداری متابولیت هست، که دوستانی که رشته های تجربی خوندن ممکنه براشون سوال بشه، بحث انزیم و متابولیسم کجا و وجود متابولیت تو...
-
حال دلم خوب نیست
سهشنبه 10 فروردین 1400 11:12
حدود یک هفته پیش یک پست براتون نوشتم و توضیح دادم احساس افسردگی میکنم، اما چون خیلی بار منفی داشت پست نکردم، اما دیروز که یکی از بدترین روزهام را از لحاظ علمی داشتم باعث شد دوباره دست به قلم بشم چون قراره شما همراه همه زندگی من باشید نه فقط بخش خوب و مثبت و زیبای قضیه. درواقع عملا تلاش ۱/۵ سال کارم پرید، مدت ۱/۵ بود...
-
تاثیر تحصیل در امریکا
پنجشنبه 5 فروردین 1400 22:04
این متن را چند روز قبل دفاع نوشته بودم که الان میذارم:) امشب داشتم وبلاگ گردی میکردم، این یکی دوساله اخیر بیشتر وقتم ازادم به فیلم و سریال و اینستا میگذره و مثل قبل وبلاگ نمیخونم، بعد از خوندن چندتا پست و چندتا وبلاگ، متوجه تغییرات نویسنده ها شدم و پیش خودم گفتم حتما من هم تغییراتی کردم. تغییرات توی قلمم و تغییرات...
-
عید و سال نو
دوشنبه 2 فروردین 1400 20:43
این روزها حس خوبی به پست داک ندارم، با اینکه اگاهانه پست داک را بر اساس شرایطم انتخاب کردم اما با تموم شدن phd دست ودلم به ازمایشها نمیره، پست داک گزینه خوبی بنظر میرسید درزمان انتظار برای کارت گرین کارت، و پروسه بچه داری، که میتونست با کلی پژوهش و نو اوری همراه باشه، اما اول از همه این انتظار گرین کارت خارج از...
-
بعله دیگه پرونده phd هم بسته شد:)
دوشنبه 25 اسفند 1399 21:43
سلام سلام خوبید؟ خوشید؟ بعله دفاع تموم شد و چند روزی هم از روش گذشته، اون روز برخلاف تصورم باز کمیته کلی سوال پرسیدن اما درکل جز یکی از اعضا کمیته که ریوایزهای گرامری داده بود هیچ ریوایزی نگرفتم و یکیشون که تو صنعت هست گفت این داده ها حتی از لحاظ صنعت هم عالیه، خلاصه گل و بلبل بود، اما شبش بعد دفاع از تنشن و هیجان تا...
-
تقویم دفاع
شنبه 16 اسفند 1399 14:59
یکشنبه ۲۸ فوریه تقریبا یک هفته تا دفاع مونده ۹ مارچ یا ۱۹ اسفند بوقت ۳ بعد الظهر اینجا یا ۱۱:۳۰ شب شما، تا رسیدن و تموم شدن این روز کذایی دارم لحظه شماری میکنم اما از طرفی هنوز به امادگی کامل نرسیدم که فقط تمام دفاع را باهم دوره کنم، هنوز تو مرحله بخش بخش اماده کردن هستم. موبور میگفت دوهفته به دفاعش تمرین پرزنت را...
-
روزهام
یکشنبه 26 بهمن 1399 00:25
اوضاع و احوالمون چطوره؟ اول که همزمانی opt و ۴۸۵ بمعنای واقعی کلمه شیر تو شیر شد، اخرش انقدر میزان شیر تو شیری زیاد شد که مجبور شدیم opt را کنسل کنیم. حالا یعنی چی؟ با هردو من میتونستم اجازه کار بگیرم اما opt پروسه اش سریعتر بود و البته ۴۸۵ منتهی به گرین کارت یا شهروندی میشه. بعد چون opt پروسه کار غیر مهاجرتی هست و...
-
شغل خوب
پنجشنبه 23 بهمن 1399 13:29
از اونجاییکه جدیدا یکجورهایی دنبال درسهای زندگی لابلای روزمره ها میگردم، به ذهنم رسید اینرا هم بنویسم. خوب واضح هست که اینستاگرام ظاهر زندگی ادمها را نشون میده، حتی بنظرم نمیتونه بیانگر ۱۰٪ زندگی و طرز فکر یک ادم باشه. اما دیدن صفحات پر لبخند وپر انرژی بعضی از اینفلوئنسرها فکری را به ذهن من اورد که پشت اون لبخندها...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 بهمن 1399 23:48
از سال کرونا یا ۲۰۲۰ خیلی چیزها یادگرفتیم و فهمیدیم چقدر برای کارهای ساده ای، مثل تو جمع بودن، خرید کردن، رستوران رفتن و مهمونی و دورهمی ها دلمون تنگ شده، اصلا فهمیدیم ماادمها چقدر اجتماعی هستیم و چقدر به حضور ادمها دور و برمون احتیاج داریم. اما تو این دوران من یک مورد دیگه را هم درمورد خودم فهمیدم. همیشه فکر میکردم...
-
استرس
پنجشنبه 9 بهمن 1399 22:29
یک ادمیزاد چقدر تو زندگیش استرس میکشه. مدرسه که میرفتیم استرس روزی که درس را حاضر نکرده باشیم و معلم صدامون کنه پای تخته. استرس امتحانات ثلث استرس امتحانات اخر سال. بعد کنکور که برای خودش چه عذابی بود، من که تازه از سال سوم یک کنکور اضافه ازاد تجربی میدادم یک ریاضی. بعد دوباره درس و امتحانهای دانشگاه، امتحان علوم...
-
غرانه
دوشنبه 6 بهمن 1399 15:20
امسال زمستون بنظرم طولانی تر و سردتر از همیشه میاد، شاید چون بیشتر اوقات برخلاف سالهای پیش خونه بودم، بخاطر کرونا و بعد هم سرویس یکی از دستگاهها طول کشید و مدتها ازمایشگاه نرفتم. از شما چه پنهون یک مدت هم حسابی افسرده و غمگین بودم. بیشتر اوقات تو تخت یا خواب بودم یا سریال میدیدم. البته الان با نزدیک شدن زمان دفاعم...
-
تنهاییم
دوشنبه 22 دی 1399 21:47
چندوقت پیش داشتم به همسرم غر میزدم که باید دایره دوستهامون را بزرگتر کنیم و من احتیاج به رفت و اومد دارم، همسر گفت میفهمم چون تو اون نیاز به معاشرت ادمهات توی محیط کارت برطرف نمیشه درحالی که من با ادمهای مختلف برخورد دارم و خونه برام محل استراحته، حرفش تلنگری بود که متوجه بشم راست میگه، چندسالی بودهرروز دانشگاه...
-
گزارش ماهانه
شنبه 20 دی 1399 19:07
یک گزارش روزانه یا بهتره بگم ماهانه بدم ببینیم کجای کارم؟ سلام به همه شما، بعد از حدود یک ماه دارم میرم دانشگاه، تو فرصتی که تو قرنطینه کرونا بودم تزم را کامل کردم و فرستادم برای ریوو به استادم، هرچند با استاد کمال گرای من، انتظار هفت هشت باری رفت و برگشت تز را دارم. البته راستش دفعات قبل حتی برای پراسپکتس جرات...
-
سالها
جمعه 12 دی 1399 11:17
همه جا خداحافظی از سال نحس ۲۰۲۰ و خداحافظی باهاشه، اینکه سال ۲۰۲۰ سال بد و سختی برای زمین و ساکنان دوپاش بود حرفی نیست اما سوال اینه ایا سال بدی هم برای شما بود؟ داستان اینه هرسال اتفاقات بدی سراسر جهان میافته، اتفاقاتی که بسیاریش از کنترل من و شما خارجه، مثل جنگ و مریضی و مرگ، اما ایا میدونید شما وظیفه مهمی بر عهده...
-
I-140
چهارشنبه 3 دی 1399 11:36
سلام سلام، احوال همگی، چندروزی به کریسمس سال ۲۰۲۰ مونده، یا بهتره بگم شروع سال ۲۰۲۱. خوب همینطور که میدونید هفته پیش یک خبر خیلی خوب من و راستین گرفتیم، قبلا همیشه راجع به روزی که گرین کارت بگیریم حرف میزدم اما بقول راستین دیگه بجای رویا پردازی میتونیم از واقعیت حرف بزنیم و براش برنامه ریزی کنیم، خوب تا هفته پیش ما...
-
از خود خود امروز
پنجشنبه 27 آذر 1399 19:06
خوب همراه های همیشگی، دوستهای عزیزم، میخواستم امروز فردا یک پست بنویسم و بگم چقدر این دوهفته پیش رو برام مهمه و همینطور که میدونید قراره مهمترین خبر زندگیمون را بشنویم، بعدامروز سایت مهاجرت را باز کردم تا بازی بازی باز شماره کیسم را وارد کنم که دیدم بعله کیسم دیروز اپرو شده. یعنی دوسه ساعته من و راستین تو هواییم، کلی...
-
تعیین مسیر
پنجشنبه 27 آذر 1399 09:34
موقعی که پام را تو لب گذاشتم فقط میخواستم وقت و زمان بیشتری بخرم، تز مسترم را انجام بدم، تو اون یکساله زبانم را قوی کنم و چیزی هم عملی یادبگیرم، و برای phd هم اپلای کنم، اون زمان کمترین برخورد ممکن را با هم ازمایشگاهیهام داشتم، بخصوص موبور چون وقتی حرف میزد عملا هیچی نمیفهمیدم، اون یکسال که رو تزم کار میکردم با...
-
گمشده
سهشنبه 25 آذر 1399 12:43
ایام عید 92 بود که با مقوله وبلاگ اشنا شدم. سر کار میرفتم و داروخانه خلوت بود. ارشیو اولین وبلاگ را بلعیدم. نوشته های دختری که به اتریش کوچ کرد و پرستاری خوند و زندگیش را تو اتریش از نو ساخت. نهایت ارزوی من. اون روزها مستاصل بودم. پرونده مهاجرتمون به کانادا بسته شده بود و هر مسیری برای مهاجرت میرفتیم به در بسته...
-
اسمان
دوشنبه 24 آذر 1399 19:48
من اینجام تا بنویسم، از خودم، افکارم ،گذشته ،اینده، خطاها وارزوهایم. من اینجام تا به تحریردراورم زیباترین مسیررابرای زندگیم. مینویسم برای پرواز، برای به اواز کشیدن تک تک حروف نگرانی. از من نخواهید به رقص دربیاورم عروسک زندگی را، که من تنها تصویرگر چشمانم.