My White House

من اینجام تا بنویسم، از خودم، افکارم ،گذشته ،اینده، خطاها وارزوهایم. من اینجام تا به تحریردراورم زیباترین مسیررابرای زندگیم. مینویسم برای پرواز، برای به اواز کشیدن تک تک حروف نگرانی. از من نخواهید به رقص دربیاورم عروسک زندگی را، که من تنها تصویرگر چشمانم.

My White House

من اینجام تا بنویسم، از خودم، افکارم ،گذشته ،اینده، خطاها وارزوهایم. من اینجام تا به تحریردراورم زیباترین مسیررابرای زندگیم. مینویسم برای پرواز، برای به اواز کشیدن تک تک حروف نگرانی. از من نخواهید به رقص دربیاورم عروسک زندگی را، که من تنها تصویرگر چشمانم.

اینده نامعلوم

سلام به همه،

شنبه هست و من و پسرک تنهاییم. تو این یک ماه که راستین کارش را شروع کرده و من و پسرک بیشتر اوقات با هم تنهاییم، میزان کارتون دیدن پسرک در روز خیلی بیشتر شده که براش ضرر داره. از طرفی خوب خاله و دایی و عمو و مادربزرگ دور و برش نیست که یکی دوساعت در روز مشغولش کنن. خودمونیم و خودمون. سخته برای خودم و خوب نیست زیاد هم کارتون بذارم. 
و البته دوری از پدرش رو خواب پسرک تاثیر میذاره و کم خواب میشه. کلا کم خوابی پسرک دهن ما را سرویس کرده. شبها خیلی خیلی راحت میخوابه. تا میذاریمش تو تخت، شیرش که تموم میشه خوابش برده اما مثلا دیشب ساعت ۳ بیدار سد و تا ۴ خوابش نبرد بعد هم ۶:۳۰ صبح بیدار شد و دست منرا گرفته و تلویزیون را نشون میده که براش کارتون بذارم. حالا ساعت ۶:۳۰ صبح چطپر بهش حالی کنم بچه برو بخواب. بچه برو بازی کن. چطور خودم انرژی داشته باشم که باهاش بازی کنم؟ نتیجه این شد بعد نیم ساعت سر و کله زدن ساعت ۷-۸ صبح براش کارتون گذاشتم الان هم ۱۰-۱۱. اینطور پیش بره امروز ۳-۴ ساعتی کارتون میبینه که ۴ ساعت در روز برای یک بچه خیلی زیاده. هوا هم خیلی سرده و مناسب پارک نیست. البته امروز حتما میبرمش کنار رودخانه که ۵ دقیقه ای خونه هست کمه بدوه و کشتیها و ادمها را ببینه.
دیگه براتون بگم میخواستیم خرید ماشین را دوسه ماهی به تعویق بندازیم که کردیت کارتهامون بیشتر بشه. اما ماشین افتاده به دود کردن. راستش میخواستیم تسلا لیز کنیم اما هنوز امکانات ماشینهای برقی مناسب ما نیست. مثلا اینکه راستین ببره جایی تا ۲-۳ ساعت ماشین را شارژ کنه. خلاصه باید یک ماشین دست دو دوسه سال کار کرده بخریم. هردومون مخالفیم ماشین نو بخریم و پول اضافی فقط برای نو بودنش بدیم( مثلا من دست دوم لگزوس را به خرید نو تویوتا ترجیح میدم) دوست دارید شما هم نظرتون را بگید. 
یکی از دوستهام که دیتا انالیست هست و شوهرش دوتا پی اچ دی داره و تو امازون کار میکنه میگفت. خیلی برای راستین خشحاله و خودش تا حالا دوبار مصاحبه با امازون داشته اما نتونسته کار را بگیره و ورود به امازون خیلی سخته. 
فقط مشکل این دو شهره شدن ما هست. نگم براتون که اوضاع اف دی ای چقدر خرابه. از پریروز اخراجها شروع شده اول قراردادیها و یکی دوسال استخدام شده ها. هرچند میگن بخش اپرو داروها که منم توی بخش هستم کمترین اخراجی را خواهد داشت و بیشتر بخشهای رگولیتوری و اینها اخراجی دارن. براتون بگم اخراج شدن هم اینطوریه که بلافاصله دسترسی به اف دی ای براشون قطع میشه و فقط یک ماه حقوق براشون میریزن.  
یک عده میگن فلوشیپها که قانونا زیر نظر یک سازمان دیگه هستن فلوشیپشون تمدید میشه یک عده میگن نه، فلوشیپها هم تمدید نمیشن. خلاصه تا وسطهای فروردین میفهمم تکلیفم چیه. اما واضحه که دیگه استخدامی در کار نیست. 
بلاتکلیفی بدی هست. فرصت هم نمیکنم کار اپلای کنم. بمحض روشن کردن لپ تاپ جلوی پسرک میاد سراغ کیبورد. فقط و فقط موقعی میتونم اپلای کنم که پسرک مهده که اون موقع هم درگیر کارم. خلاصه باز دوباره وضعیت ما پیچیده شده و اینده شش ماه امون نامعلوم. انصافا شما که از اول همراه زندگی من بودید بگید همه زندگیها همینطوره یا واقعا زندگی من هی پیچ میخوره. برم با پسرک بازی  و سرگرمش کنم
پ.ن اینرا هم اضافه کنم که اگه فلوشیپ را تمدید نکنن من نهایتا تا اول خرداد کار و حقوق دارم بعد چندحالته. اگه کار ریموت یا کار تو نیویورک نیوجرسی پیدا کنیم همین خونه میمونیم راستین باید انتقالی بگیره
اگه کار ایالت دیگه مثلا کالیفرنیا پیدا کنم باید با نیویورک خداحافظی کنیم و هردو جمع کنیم بریم یک شهر دیگه. 
اگه فلوشیپ تموم بشه و تا خرداد کار پیدا نکنم، باید این خونه را ول کنیم بریم یک شهر کوچیک تو پنسیلوانیا تا تو هزینه هامون صرفه جویی بشه تا من کار پیدا کنم حالا میتونه این کار نیویورک باشه یا نیوجرسی یا ایالت دیگه و دوباره باید جابجایی بشیم، با این تفاوت که خونه نیویورک را از دست دادیم و دیگه نمیتونیم برگردیم سر اپارتمانمون. ( بدترین حالت) 
یا فلوشیپ شش ماه دیگه تمدید بشه و همه این حالتها بیافته به دی ماه سال دیگه، البته شاید تو این فاصله راستین بتونه انتقالی برای نیویورک یا نیوجرسی بگیره.
یک مورد دیگه هم هست مدارس که از ۲/۵-۳ سالگی شروع میشه توی نیویورک مجانیه. یعنی اگه نیویورک بمونیم شهریور سال دیگه هزینه مهد پیرک که خیلی زیاده(۲۵۰۰$) در ماهه حذف میشه اما اگه بریم ایالت دیگه باید پول مدرسه بدیم. 

روزمرگی

سلام به همه،

از اینجا به بعد اگه از مشکلات و سختی ها میگم، بدونید جنس سختیها و نگرانیها از درجه دوم اهمیته. بسیار بسیار راضی هستیم که راستین بموقع و دقیقه ۹۰ کار مناسب پیدا کرد و فعلا دغدغه کار پیدا کردن راستین را نداریم پس از این به بعد درجه غر و ابراز نگرانی تو پستها درجه دو هست.
سه هفته از شروع کار راستین گذاشت، اگه قرار بود مبنا این سه هفته باشه باید بگم دست تنها بچه داری خیلی سخت بود و باید میرفتم شهر دیگه. ولی امید دارم شاید اگه شیفت اصلیش شروع بشه چون ۴ روز درهفته بیشتر نیست و اونهم شده سه روز کامل و دوتا نیم روز سختی کمتر حس بشه. بهرحال تا یکماه دیگه مشخص میشه اوضاع چطوره. البته هنوز مشکل مالیات را هم حل نکردیم. 
مفصل درمورد نگرانیم برای پیدا کردن کار تو پست قبل توضیح دادم. چیز زیادی ندارم اضافه کنم جز اینکه وقت نمیکنم برای کار اپلای کنم. 
چند شب بود به ذهنم رسید بیشتر از ده ساله ما نیویورک هستیم و شاید تا پنج سال اینده وقتش باشه برم دنبال خونه سفید. البته یک ایالت گرم مثل کالیفرنیا. شاید دیگه وقتشه یواش یواش ذهنی براش اماده بشم.
دیگه اینکه براتون گفتم چقدر احساس بیکفایتی تو زمینه علمی میکنم؟ حس مزخرف بدیه. همش میگم اگه فلان ازمایشگاه کار کرده بودم یا زمینه تزم چیز دیگه ای بود چقدر الان بدردم میخورد. یا این فلوشیپ که هنوز که هنوزه نتونستم باهاش ارتباط بگیرم. گاهی میگم باید تو همون بخش درمال فعالیت میکردم و ولش نمیکردم بیام سراغ ازمایشهای کلینیکال.
دیگه اینکه خودم را دوست ندارم. همه جوره، اخلاقی ظاهری رفتاری. و باید دنبال یک مشاور خوب باشم که بتونم به خودم کمک کنم.
همین، برم سراغ کار

چالشهای کاری

این هفته راستین سیاتل هست. فقط یک روز مونده به تموم شدن این هفته. از اونجا که دوشنبه روز کاری بود و مهد پسرک هم تعطیل ، هفته سختی را شروع کردم و کم کم انرژی هم دارم کم میارم و به روزهای استراحت بیشتری احتیاج دارم. هفته دیگه شیفت کاری راستین از یکشنبه شروع میشه و عملا فقط روز شنبه راستین خونه هست. و از یکی دوهفته دیگه شیفتهای اصلی راستین شروع میشه. چون تازه کاره بدترین شیفتها را به این گروه دادن. شیفت شب که از چهارشنبه شروع میشه و تا یکشنبه صبح ادامه داره. اینطور عملا اخر هفته راستین خونه نیست و من و پسرک تنهاییم. هنوز هیچ براوردی از سختی زندگی تو دوشهر ندارم. اگه قرار بود شیفتها کل هفته باشه مسلما کم می اوردم و چاره ای جز انتقال به پنسیلوانیا نداشتم اما الان امید دارم که سه روز درهفته راستین خونه هست و کارم سبکتر میشه. 

اما نظر راستین چیز دیگه ای هست. امروز که چک حقوقی اش را دیده بود و متوجه شده بود مالیات دوشهر را میده نظرش اینه کلا بریم پنسیلوانیا. مالیات ۷۰۰ دلار بخاطر زندگی تو نیویورک و ۴۰۰ دلار برای پنسیلوانیا داره از حقوقش کم میشه. میگه باید به فکر اینده باشیم و اینجور هزینه را کم کنیم.
 از اونطرف با اومدن ترامپ اوضاع اف دی ای بهم ریخته. ترامپ به کارمندان اف دی ای تا شهریور فرصت بازخرید داده و احتمالا بعد این فرصت ممکنه بخواد تعداد کارمندان دولتی را کم کنه و موج عظیم این کارمندان که دربرابر من دانش و توانایی بیشتری دارن وارد بازار کاریابی میشه. میتونید تصور کنید تا یکسال دیگه احتمالا هیچ فرصت شغلی گیر نمیاد و پیدا کردن کار از این هم سخت تر میشه. بنظرم باید زودتر فلوشیپ را جمع کنم و برم دنبال کار. یا اونقدر طولش بدم که این موج تموم بشه. پس با این اوصاف احتمالا کار ریموت هم نایاب بشه و منم باید برم ایالت دیگه برای کار. و بهتره راستین انتقالی بگیره اما کی و کدوم ایالت، معلوم نیست. 
کلا فکر کنم تو این یکسال اینده باید جابجا بشیم، اما خدا میدونه کجا و کدوم ایالت. بعد ده سال مهاجرت همچنان زندگی ما رو هوااست و اصلا نمیدونیم شش ماه یا یکسال بعد چی میشه، دلم خوش بود که اپارتمان خوبی داریم و نیویورک میمونیم اما انگار نمیخواد بشه.  فقط امیدوارم شرایط بد نشه و یهتر شه.  
پ.ن. کلی کامنت از پست قبل مونده که یواش یواش جواب میدم. ممنون

اولین هفته کار راستین

سلام به همه،

پروژه جدید گرفتم و اول از همه باید تو کلی سند و مدرک اف دی ای بگردم اطلاعات پیدا کنم. چون این اطلاعات را باید پرزنت کنم باید چکیده مطالب باشه و خلاصه این بخش کار خیلی مزخرف هست. بخصوص که ددلاین خیلی کوتاه داره و تا هفته دیگه باید همه چی اماده بشه. میدونید حقیقتش اصلا کار و فیلدی که توش فلوشیپ میگذرونم را دوست ندارم. فکر کنم فیلد را اشتباه انتخاب کردم. حالا کامنت میگیرم که تو فقط دغدغه ات اینه چه رشته ای کار میکنی! باور کنید وقتی کاری را که هرروز میکنی، دوست نداری برات مهم و پر دغدغه میشه. بخصوص که مجبوری ادامه بدی.  اصلا بیخیال. باید برنامه ریزی کنم که زودتر با برنامه و هدفمند شروع به پیدا کردن کار تا ماه می بکنم. از این فلوشیپ زده شدم. هرچند اگه کار پیدا نکنم باید تمدید فلوشیپ را رو چشمم بذارم.
خوب تقریبا اولین هفته کار راستین و تنها بودن من و پسرک داره به اخر میرسه. پسرک بچه خوبی بود و اذیتی درکار نبود اما عصرها بشدت کش میاد. بخوص که زمستونه و هوا هم بشدت سردو بعد از مهد باید بلافاصله خودمون را به خونه برسونیم. خلاصه از ساعت ۵ تا ۹ شب که وقت خواب پسرک هست تموم نمیشه و هی زمان کش میاد. بعد هم که پسرک میخوابه من بلافاصله میخوابم. هرچند این چند شب اصلا خوب نخوابیدم و شبی ۷-۸ بار بیدار میشم. نمیدونم استرس پروژه جدیده یا تاثیر وضعیت جدید اما درکل باعث شده خوب نخوابم. هفته دیگه راستین میره سیاتل و باز کل هفته تنهام. کلا باید این سیستم را ۱-۲ ماهی ادامه بدیم تا ببینیم دست اخر چیکار میشه کرد. راستین از کارش راضیه. و منم تشویقش میکنم همین راه را ادامه بده و بره جلو. ۲ نفر دیگه هم همزمان باهاش کار را جدید شروع کردن و تو اموزشن. البته یکیشون یک سطح مدیریتی بالاتره. راستین میگه وقتی سابقه کار اونها را میبینم تعجب میکنم چطور این کار را گرفتم. البته بعد خودش اضافه میکنه چون مصاحبه را خیلی خوب داده بود. مصاحبه راستین از نوع مصاحبه لیدرشیپی بود. من که کلا مدیر خوبی نیستم و علاقه هم ندارم و فکر نمیکنم هیچوقت همچین مصاحبه ای بگیرم. ای کاش یک کار ساده روتین صنعتی پیدا کنم. بی دردسر، بی چالش. جدیدا حتی دارم فکر میکنم کاش پروانه داروسازی ام را برای اینجا هم گرفته بود میرفتم داروخانه کار میکردم. بعد که وضعیتم را پشت میز کامپیوتر و لم داده بدون حضور و غیاب میبینم پشیمون میشم میگم همین کار ساینتیستی و دورکاری عالیه . 
راستی یکی از شما به اسم خواننده پیام گذاشته بود و گفته بود بیشتر از نیویورک بگم.
خواننده عزیز، چون پیام داده بودی نمیشه مستقیم جواب بدم ، باید کامنت میذاشتی که بتونم تایید کنم و جواب بدم. اما چشم حتما. یک پست مختص خودت مینویسم.