تو متروام خط دی، بعد هم ار را میگیرم میرم تا ته بروکلین، بی ریج. جایی که قبلا خونه امون بود. اینبار برای دندونپزشکی. خط اشنا. محله اشنا.
از جمعه بیکار شدم و امروز دوشنبه هست. هنوز فرصت نکردم درست و حسابی بشینم ببینم چیکار میخوام بکنم و برنامه ریزی کنم. نوشتن، حتی اینجا کمک میکنه افکارم را سر وسامون بدم. یک ماه زمان تو نیویورک دارم. تولد راستین دوهفته دیگه هست که تصمیم گرفتیم بگیریم اسباب کشی هم باید کامل بشه تا اخر ماه. پسرک را همچنان میفرستیم مهد، چون مهدش خوبه و میخواهیم استفاده کنه. اگه خونه باشه هم من روان بچه را میریزم به هم هم اون . پس برای اینکه مادر خیلی خوبی باشم لازم دارم چند ساعت در روز برای خودم داشته باشم و نخوام همش بچه را سرگرم کنم. چون پدرش هم دور شده وابستگی اش به من زیاد شده و حتی برای سرسره دوست داره من همبازیش بشم و هربار باهم سربخوریم.
بگذریم. تو این یک ماه کار باید اپلای کنم و اگه وقت کردم درس خوندن را شروع کنم. وقت که زیاده اما چرا میگم اگه وقت کردم؟ چون میخوام کمی نیویورک گردی کنم و جاهایی را که دوست داشتم برم دوباره ببینم.
بعدا که رفتیم. احتمالا قبل اینکه پسرک را یک مهد بنویسم یک سفر سه هفته ای ونکوور برم. یکساله خواهرم ازم خواسته پسرک را ببرم ببینه نتونسته بودم. شاید همون موقع مادرم هم از ایران بیان تا پسرک را ببینن.
بعد که برگشتم همه چی جدی میشه. یک مهد خپب باید برای پسرک شروع کنیم و من همه چیز را جدی تر دنبال کنم.
وووووو….. چیزی که ذهنم را درگیر کرده ایا برم دنبال هم ارز کردن مدرک داروسازبم. این یعنی دوسال تلاش مضاعف. دوسال هرروز درس خوندن و اماده سازی. از امتحان تافل با نمره ۲۶ بگو تا سه تا امتحان دیگه. واقعا ارزش داره؟! این سوالی هست که باید به خودم جواب بدم. اگه قراره شروع کنم الان بهترین زمانه. وکرنه نه. کامل ببوسمش بذارمش کنار. باید تا میتونم اطلاعات بگیرم تا بتونم درست تصمیم بگیرم. نمیخوام شروع کنم ساعتها وقتم را روش بذارم و بعد وسط کار بدون هیچ دست اوردی ولش کنم.
خوب من باید یک خط مترو دیگه عوض کنم. فعلا
در راه برگشت: دنبال کار گشتن امسالم یک تفاوت بزرگ با دوسال پیش داره. اگه یادتون باشه دوسال پیش هم دنبال کار میگشتم اون موقع پر استرس وحشت زده ناامید و عصبانی و خسته بودم. تازه پسرک بدنیا اومده بود و بجای اینکه ارامش داشته باشم یکی از بدترین سالهای عمرم را تجربه میکردم. امسال هم دنبال کارم اما تفاوتش اینه این بار راستین هم همزمان دنبال کار نیست و تکلیفش مشخصه و ماهم داریم از نیویورک میریم تا هزینه را کم کنیم. پس بااینکه میدونم بازار حتی از دوسال پیش هم بدتره اما عجله و استرس زود کار پیدا کردن را ندارم.