-
تعیین مسیر
پنجشنبه 27 آذر 1399 09:34
موقعی که پام را تو لب گذاشتم فقط میخواستم وقت و زمان بیشتری بخرم، تز مسترم را انجام بدم، تو اون یکساله زبانم را قوی کنم و چیزی هم عملی یادبگیرم، و برای phd هم اپلای کنم، اون زمان کمترین برخورد ممکن را با هم ازمایشگاهیهام داشتم، بخصوص موبور چون وقتی حرف میزد عملا هیچی نمیفهمیدم، اون یکسال که رو تزم کار میکردم با...
-
گمشده
سهشنبه 25 آذر 1399 12:43
ایام عید 92 بود که با مقوله وبلاگ اشنا شدم. سر کار میرفتم و داروخانه خلوت بود. ارشیو اولین وبلاگ را بلعیدم. نوشته های دختری که به اتریش کوچ کرد و پرستاری خوند و زندگیش را تو اتریش از نو ساخت. نهایت ارزوی من. اون روزها مستاصل بودم. پرونده مهاجرتمون به کانادا بسته شده بود و هر مسیری برای مهاجرت میرفتیم به در بسته...
-
اسمان
دوشنبه 24 آذر 1399 19:48
من اینجام تا بنویسم، از خودم، افکارم ،گذشته ،اینده، خطاها وارزوهایم. من اینجام تا به تحریردراورم زیباترین مسیررابرای زندگیم. مینویسم برای پرواز، برای به اواز کشیدن تک تک حروف نگرانی. از من نخواهید به رقص دربیاورم عروسک زندگی را، که من تنها تصویرگر چشمانم.