از سال کرونا یا ۲۰۲۰ خیلی چیزها یادگرفتیم و فهمیدیم چقدر برای کارهای ساده ای، مثل تو جمع بودن، خرید کردن، رستوران رفتن و مهمونی و دورهمی ها دلمون تنگ شده، اصلا فهمیدیم ماادمها چقدر اجتماعی هستیم و چقدر به حضور ادمها دور و برمون احتیاج داریم. اما تو این دوران من یک مورد دیگه را هم درمورد خودم فهمیدم. همیشه فکر میکردم ریموت کار کردن یا همون دورکاری شغل موردپسند من هست. چه چیزی بهتر از این که هرموقع دوست داری از خواب بیدار شی، هرموقع مودش را داشتی بشینی سرکار و کلا زمان و برنامه کارهات دست خودت باشه. هرچند الان هم از اجبار بدم میاد اما تو این دوران فهمیدم دورکاری بدرد من نمیخوره. شاید چندماه کار از خونه خیلی دلچسب باشه اما تو طولانی مدت، بشدت بحضور ادمها دراطرافم نیاز دارم. درسته دوسه ساعت وقت مفیدم تو رفت و اومد کاری تلف میشه اما وقتی پام را دانشگاه میذارم و از تمیز کارگرفته تا سکیوریتی و دانشجوهای دیگه و استاد ها سلامی و گپ و گفتی میکنم کلی انرژی و حس خوب نهفته میگیرم، که تنها وقتی ارزشش را فهمیدم که چندماه همه تو نیویورک قرنطینه شدیم و موندیم خونه.
دوستان پستهایی که برچسب اینستا نوشت داره را مخصوص اینستا مینویسم چون فضای اونجا با اینجا فرق داره وبیشتر سبک بالا منبر رفتن و همه چی گل و بلبل هست را داره. اما از اونجا که اینجا خونه اولمه، اینجا هم نوشته ها راسیو میکنم
دارم فکر میکنم برچسب را بذارم اینستا نوشت یا بالا منبری یا گل و بلبل. شما بگید
امسال زمستون بنظرم طولانی تر و سردتر از همیشه میاد، شاید چون بیشتر اوقات برخلاف سالهای پیش خونه بودم، بخاطر کرونا و بعد هم سرویس یکی از دستگاهها طول کشید و مدتها ازمایشگاه نرفتم. از شما چه پنهون یک مدت هم حسابی افسرده و غمگین بودم. بیشتر اوقات تو تخت یا خواب بودم یا سریال میدیدم. البته الان با نزدیک شدن زمان دفاعم بزور خودم را دارم جمع و جور میکنم که بتونم این قورباغه را هم قورت بدم و این phd را تمومش کنم. حقیقتش خیلی بزور و با کلی غرغرپایان نامه ام را نوشتم .واقعا دیگه حوصله و دا و دماغ درس و اماده سازی و دفاع را ندارم اما مطابق معمول چاره ای نیست. تازه دستگاهمون هم درست شده و دوهفته ای باید بکوب و پشت سرهم ازمایش انجام بدم تا کارهای عقب افتاده گرنت تموم بشه. این وسط راستین هم حال جسمی خوبی نداره. سیستم ایمنی راستین خیلی ضعیفه و اکثر زمستونها چندباری سرماخوردگی بدمیگیره، امسال هنوز با نفس تنگی کرونا دست به پنجه بود که به پیشنهاد من جمعه رفت واکسن انفلونزا زد ولی برعکس دوباره از دیروز شدیدا مریض شده و نفس تنگی و سرفه امونش را بریده.
یک گزارش روزانه یا بهتره بگم ماهانه بدم ببینیم کجای کارم؟
همه جا خداحافظی از سال نحس ۲۰۲۰ و خداحافظی باهاشه، اینکه سال ۲۰۲۰ سال بد و سختی برای زمین و ساکنان دوپاش بود حرفی نیست اما سوال اینه ایا سال بدی هم برای شما بود؟
سلام سلام، احوال همگی، چندروزی به کریسمس سال ۲۰۲۰ مونده، یا بهتره بگم شروع سال ۲۰۲۱. خوب همینطور که میدونید هفته پیش یک خبر خیلی خوب من و راستین گرفتیم، قبلا همیشه راجع به روزی که گرین کارت بگیریم حرف میزدم اما بقول راستین دیگه بجای رویا پردازی میتونیم از واقعیت حرف بزنیم و براش برنامه ریزی کنیم، خوب تا هفته پیش ما حکم مسافرهایی را داشتیم که چمدونهامون همیشه اماده بود، اینجا زندگی میکردیم اما فقط مسافری بودیم که برای مدت محدودی میتونست اینجا باشه، من تحت ویزای دانشجویی اجازه کار داشتم و راستین اجازه کار نداشت، به این معنی که نمی تونست حقوق بگیره و در واقع پولی به حسابش ریخته بشه، کارهای جنرال با دستمزد روزانه ساعتی ۱۰ دلار هست درصورتیکه کار معمولی ساعتی ۱۵-۴۰ دلار حساب میشه، از هفته پیش به این مسافر گفتن اگه شما برای گرین کارت اقدام کنید واجد شرایط حساب میشید، الان دیگه میتونیم چمدونهامون را بذاریم زمین و با خیال راحت برای گرین کارت اقدام کنیم، میتونیم برای اینده امون برنامه ریزی کنیم نه خیالبافی، راستین که اجازه کار نداشت تا چندوقت دیگه میتونه رزومه به شرکتها بفرسته و برای کار درخواست بده، تو این مدت کلی پیشنهاد شراکت گرفته بود که همه را رد میکرد سراینکه اجازه هیچ داد و ستدی نداشت یا میتونه شرکت خودش را دراینده بزنه و کارهای مورد علاقش را انجام بده، الان وقتی هست که میتونه درمورد اینده اش فکر کنه و مسیری را انتخاب کنه و جلو بره، دیگه اینطور نیست که فقط خیالبافی کنه یا به اینده نامعلوم موکول کنه. از روش اقدام برای گرین کارتمون هم بگم. من از طریق niw-eb2 اپلای کردم، که شامل دو پروسه هست. i-140 که مرحله ای هست که میگن شما واجد شرایط هستید یا نه و i-485 که مدارک میفرستید تا گرین کارت بهتون بدن. درواقع تو مرحله اول شما ادعا میکنید که کار و تحقیق شما بدرد امریکا و جامعه جهانی میخوره و ضامن خودتون میشید و میگید با این حساب به من گرین کارت بدید چون من بدرد امریکا میخورم .
خوب همراه های همیشگی، دوستهای عزیزم، میخواستم امروز فردا یک پست بنویسم و بگم چقدر این دوهفته پیش رو برام مهمه و همینطور که میدونید قراره مهمترین خبر زندگیمون را بشنویم، بعدامروز سایت مهاجرت را باز کردم تا بازی بازی باز شماره کیسم را وارد کنم که دیدم بعله کیسم دیروز اپرو شده. یعنی دوسه ساعته من و راستین تو هواییم، کلی خوشحالی کردیم، هنوز تو ایران خانواده هامون خوابن ونشده خبر را بهشون بدم اما خواستم خبر قبولی 140 ام را به شما وهمراهان خیلی نزدیکم بدم، بعله دینگ دینگ دینگ انتظار به پایان رسید و از امروز دوره جدید زندگی ما شروع شد، از خود خود امروز